مصاحبه با سارا ی قصه های جزیره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از اولین فعالیت سیاسی ا ت برایمان بگو.

۱۱ ساله که بودم در زمان جنگ خلیج در مراسمی در واشنگتن شرکت کردم که در آن

سناتورها دور میز نشسته بودند. نشان صلح به لباسم بود و شروع کردم به صحبت

کردن درباره جنگ و اینکه چقدر به نظرم منفور است. بعداً تلفنی از شرکت دیزنی

داشتم و یکی از مدیرانش می خواست بداند آیا من کمونیست هستم، من فقط ۱۱

سالم بود، پس از آن خبری از دیزنی نشد در حالی که پیش از آن همیشه با من در

تماس بودند.

 

از میان شخصیت هایی که تا به حال بازی کرده ای با کدام یک بیشتر همذات پنداری می کنی؟

نیکول در «شیرینی جهان پس از مرگ». لحظه ای در زندگی اش هست که می فهمد

جهان دیگر مکانی دو بعدی نیست و ناگهان همه آدم ها در نظرش جان می گیرند و

خیلی واضح خوب و بد آنها را می فهمد. به جهانی خارج از جهان کودکی اش پرتاب می

شود جهانی که همه در آن راضی و شاد بودند. در جهان جدید همه چیز ناگهان چهره

ای دیگر می یابد و ترس و وحشت را به وی القا می کند. چنانکه احساس می کند پا به

زمین مین گذاشته است. احساس می کنم در زندگی من نیز لحظه ای بود که ناگهان

هویت اصلی آدم ها برایم آشکار شد به شیوه ای به غایت ترسناک و مهیب.

 

چه چیزی بیشتر از همه نگرانت می کند؟

اینکه ندانم کی هستم بزرگترین دغدغه و نگرانی ام است اما در عین حال بزرگترین

شادی ام را هم تشکیل می دهد. بنابراین به نظرم تمام زندگی ام را صرف ساختن و

شناختن چهره درونی خودم می کنم.

 

دوست داری چه نقش هایی را بازی کنی؟

دلم می خواهد نقش آدم هایی را بازی کنم که رازی دارند، کسانی که به طریقی خود

را به انزوا کشانده اند. تنهایی چیزی است که همیشه از آن گریزانم اما گمان نکنم من

تنها کسی باشم که این احساس را دارد.

 

نظرت راجع به سینما چیست؟

به نظرم غیرممکن است آدم در کار سینما باشد و در لحظاتی از زندگی اش به یک

احمق تمام عیار تبدیل نشود. اما من چند سالی خودم را زهرزدایی کردم و نهایتاً به

زمین بازگشتم.

 

نظرت راجع به هالیوود چیست؟

به نظرم آدم باید از جریان رایج هالیوود فاصله بگیرد تا بتواند فرد نرمالی باشد. من آنجا

کار می کنم و دوست دارم آنجا باشم اما دوست دارم زندگی گمنامی داشته باشم.

 

یعنی نمی خواهی مشهور باشی؟

من برای مشهور شدن ساخته نشده ام. شخصیت من اصلاً به درد چنین موقعیتی

نمی خورد.

 

درمورد حرف هایت چطور فکر می کنی؟

شانس بزرگی است کاری داشته باشی که برایت معنایی داشته باشد و در این صورت

نیاز به انتخاب دیگری نیست. می دانم برخی از مردم این موقعیت را ندارند اما

خوشبختانه من از این شانس بهره مند شده ام و از این بابت خوشحالم.

 

بعد از این همه سال بازیگری را چطور توصیف می کنی؟

من بازیگری را از ۴ سالگی شروع کردم. اولین تجربه ام در صحنه فیلم مربوط به یک

زمستان کشنده است. الان می فهمم که تقریباً هر فیلمی که بازی کرده ام اینچنین

بوده؛ آن در واقع آغاز دوره ای طولانی از مناظر سرد و تهی بود.

 

در کانادا چه تصویری از تو وجود دارد؟

احساس می کنم رابطه پیچیده ای بین من و مردم این کشور وجود دارد. وقتی بچه

بودم در سریال شاد و خوش «جاده ای به اونلی» یا همان قصه های جزیره بازی می

کردم. بسیاری از مردم این سریال را می دیدند و با آن بزرگ می شدند. آنها دوست

داشتند من همان سارا استنلی بمانم اما من بزرگ شدم و پا به سیاست گذاشتم.

احساس می کنم مردم زیاد سارای جدید را دوست ندارند و گاهی اوقات فکر می کنم

آنها فقط دوست دارند من خفه شوم. من با بسیاری از فیلمسازانی که دوست داشته

ام کار کرده ام اما در کانادا فرهنگ چهره سازی وجود ندارد. وقتی فیلم جدیدی کار می

کنم عکسم روی جلد مجلات است ولی در سایر اوقات زندگی گمنامی دارم.

 

چه چیزی باعث شد از ۱۴ سالگی مستقل زندگی کنی؟

یک راهکار عملی برای کنار آمدن با شرایطم بود. پدرم در شهر کوچکی خارج از تورنتو

زندگی می کرد در حالی که من در تورنتو به مدرسه می رفتم. برای اینکه به مدرسه

نزدیک باشم باید این کار را می کردم و خیلی زود مستقل شدم.

 

از احساسات زمانی بگو که هنوز کودک بودی اما به شهرت زیادی رسیدی.

در واقع من از ۹ تا ۱۵ سالگی در دام تلویزیون و یا بهتر بگویم بازیگری افتادم. در آن سن

دوست نداشتم بازیگر باشم اما قراردادم مرا مجبور کرد. در آن سن و سال برایم جالب

نبود مردمی که نمی شناختم همه جا دنبالم باشند و برایم نامه های عجیب بنویسند،

نامه هایی که در نظر من ترسناک می نمود. همیشه می ترسیدم. آغاز وحشتناکی در

شهرت داشتم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره سارا

* سارا از ۱۴ سالگی و با درآمد خودش به طور مستقل زندگی می کند.

*  بعضی ها معتقدند او شبیه جوانی اوما تورمن (بازیگر نقش اول زن بیل را بکش) است.

*‌  از رفتن به روی صحنه تئاتر به شدت واهمه دارد.

*  از طرفداران ورزش هاکی است.

*‌ کتاب مورد علاقه اش «فرانی و زویی» نوشته جی دی سالینجر است و گفته پنج

صفحه آخر این کتاب بهترین پنج صفحه آخر زندگی اش به شمار می رود.

* طرفدار فیلم های زامبی است و بیشتر از همه «زامبی سفید» و فیلم های رومرو را

می پسندد. خودش می گوید اولین وآخرین اعتقادش به اسلحه فقط در دوران زامبی

هاست؛ «اگر زمانی زامبی ها زمین را بگیرند باید همه مان مسلح باشیم.»

*‌ رفتن به تئاتر فعالیت مورد علاقه اش است.

* محبوب ترین فیلمش را «خط قرمز باریک» ساخته ترنس ملیک می داند.

* در ژانویه ۲۰۰۷ از سوی نشریه سینمایی ورایتی در لیست ۱۰ کارگردانی که کارشان

ارزش دیدن دارند قرار گرفت.

* سارا قصد داشت اولین فیلم بلندش فیلمی باشد تحت نام «خارش دار» که فیلمنامه

اش را هم خودش نوشته بود و به داستان دختر ۱۲ ساله ای می پرداخت که در یک

سریال تلویزیونی بازی می کرد اما نتوانست این پروژه را پیش ببرد و فیلم «دور از او» را

به جایش ساخت. این فیلم ماجرای زنی است که به آلزایمر دچار می شود و تا حدی به

مادربزرگ سارا که او هم به همین بیماری دچار شد مربوط است.

* به رانندگی علاقه ای ندارد و همیشه از قطارهای زیرزمینی استفاده می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

70 CommentsClose Comments

70 Comments

  • Posted می 30, 2011 at 3:45 ب.ظ 0Likes

    نازی!!!
    الان که قصه های جزیره رو دوباره می زاره ما خانوادگی میشینیم می بینیم!!
    ممنون خیلی دوست داشتم بیوگرافی سارا رو بدونم و بدونم الان چی کار می کنه!!!

    • Posted می 30, 2011 at 4:00 ب.ظ 0Likes

      سلام دوست عزیز !!!
      سارا امسال توی جشنواره ی کن داور بوده!!!
      بازم سر بزن به من!

    • شمیم
      Posted جولای 21, 2011 at 8:01 ق.ظ 0Likes

      خواهش می کنم. نظر لطفتونه

  • مهدیه.میناومبینا اذرپویه
    Posted می 31, 2011 at 11:38 ق.ظ 0Likes

    از اینکه دوباره قصه های جزیره رو میبینم خیلی خوشحالم .من با این فیلم بزرگ شدم این فیلم

    مثل یه رویا سبز و همیشه زنده است ما هر روز خانوادگی این فیلمو میبینیم .وشخصیت سارا خیلی دوست داشتنیه.

    • Posted می 31, 2011 at 2:28 ب.ظ 0Likes

      سلام دوستای عزیزم!
      دقیقا همینطوره!ما هر روز این فیلمو خانوادگی می بینیم و خاطراتو زنده می کنیم!
      این سریالو هر دفعه که گذاشته ما دیدیم (حدود ۶دفعه) واگر در سال های آتی دوباره پخش بشه ما حتما می بینیم!
      ممنونم از حضورتون!باز هم سر بزنید!

  • امير
    Posted می 31, 2011 at 3:30 ب.ظ 0Likes

    سلام
    من که عاشق شخصیت سارا هستم شما رو نمیدونم
    راستی چند تا از فیلم ها ی جدیدشو که قشنگه نام میبرید برم دنبالش بگیرم

    • Posted می 31, 2011 at 5:43 ب.ظ 0Likes

      سلام امیر جان
      سارا یه هنرمند واقعیه!!
      من تمام فیلماشو می گم شما جدیدارو ببینید:

      در سال ۱۹۹۷ در فیلم «شیرینی جهان پس از مرگ» در نقش نیکول برنل ظاهر شدسال ۲۰۰۰ بازی در فیلم پرهزینه «تقریباً مشهور» به کارگردانی کامرون کرو را به عهده گرفت اما سپس از این پروژه خارج شد تا برای بازی در فیلم کم هزینه «قانون ضمایم» به کانادا برود. کامرون پس از کناره گیری سارا از فیلم نزدیک بود ساخت فیلم را لغو کند. همچنین پس از کناره گیری سارا، برد پیت نیز که قرار بود در این فیلم بازی کند و از همبازی بودن با سارا هم بسیار خوشحال بود از فیلم بیرون رفت. در سال ۲۰۰۳ در «زندگی من بدون من» بازی کرد و یک سال بعد برای این فیلم جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن جینی (معادل کانادایی اسکار) را از آن خود کرد. در همین سال با بازی در نسخه بازسازی شده و موفق «سحرگاه مردگان» چهره متفاوتی از خود در سینما بروز داد.سارا در سال ۲۰۰۵ در کنار تیم رابینز در فیلم «زندگی پنهان واژه ها» بازی کرد که نقش هانا در این فیلم هم نامزدی بهترین بازیگر اروپایی در جوایز آکادمی فیلم اروپا را برایش به ارمغان آورد.
      فیلم های دیگش:

      کریسمس جادویی (۱۹۸۵)، آخرین شب (۱۹۹۸)،دروغ های سفید (۱۹۹۸)، برو (۱۹۹۹)، زندگی پیش از این (۱۹۹۹)، وزن آب (۲۰۰۰)، من درون (۲۰۰۳)، بیولف و گرندل (۲۰۰۶)، جان ادمز (۲۰۰۷)، آقای هیچ کس (۲۰۰۸).

      منتظر پست های جدید باش.
      ممنون از حضورت

  • نگار
    Posted ژوئن 4, 2011 at 3:24 ب.ظ 0Likes

    دوست دارم ببینم همتون ایا زنده اید وکجا هستید

    • ava
      Posted ژوئن 4, 2011 at 4:12 ب.ظ 0Likes

      Negar jun
      azizam manzuretuno nemifahmam!

  • فائزه
    Posted ژوئن 5, 2011 at 10:42 ق.ظ 0Likes

    خوب بود ممنون

    • Posted ژوئن 6, 2011 at 8:48 ق.ظ 0Likes

      دوست عزیزم!
      لطف داری!

  • فاطمه
    Posted ژوئن 9, 2011 at 7:58 ق.ظ 0Likes

    ازسایت خوبتون متشکرم

    • آوا
      Posted ژوئن 9, 2011 at 9:38 ق.ظ 0Likes

      سلام فاطمه جون!
      عزیزم نظر لطفتونه!خوشحالم که یه دوست جدید دارم!
      بازم به من سر بزن!

  • ghazal
    Posted ژوئن 17, 2011 at 1:34 ب.ظ 0Likes

    kheili mamnon kheili dost dashtam az sara bedonam mamnon

    • آوا
      Posted ژوئن 19, 2011 at 7:27 ب.ظ 0Likes

      سلام دوست عزیزم
      قابل شما رو نداره!
      خوشحال شدم

  • unkown
    Posted ژوئن 19, 2011 at 1:08 ب.ظ 0Likes

    مرسی آوا جونم بنظرم خیلی مصاحبه خوبی بود خیلی دوست داشتم بفهمم تو چه فیلم هایی بازی میکنه
    ممنوووووووووون

    • Posted ژوئن 19, 2011 at 2:49 ب.ظ 0Likes

      خواهش می کنم فاطی جون!
      اتفاقا چند روز پیش یه فیلم ازش دیدم (زندگیم بدون من)خیلی غمگین بود!سارا بیمار بود روزای آخر عمرش بود بعد هی صداشو ضبط می کرد واسه ی بعد از مرگش!
      واقعا قشنگ بازی می کرد ولی خیلیییییییییییی ناراحت کننده بود!

  • انوشا
    Posted ژوئن 19, 2011 at 3:48 ب.ظ 0Likes

    kheili ziad harf nazade bood bishtar mtalebe kolio gofte bood vali bazam mamnoon

    • Posted ژوئن 19, 2011 at 5:37 ب.ظ 0Likes

      سارا زیاد مصاحبه نمی کنه!
      لطف کردی!

  • مهری جون
    Posted ژوئن 19, 2011 at 7:10 ب.ظ 0Likes

    راستشو بخواین منم از شخصیت سارا خوشم میاد.اون فوق العاده است.

    • آوا
      Posted ژوئن 19, 2011 at 7:26 ب.ظ 0Likes

      سلام مهری جون!
      من خیلی ازش خوشم میاد شخصیت خیلی محکمی داره!
      لطف کردین
      بازم به من سر بزنید

  • zahra
    Posted ژوئن 19, 2011 at 7:31 ب.ظ 0Likes

    sara kheyli monhaser be farde ajegheshamm

    • آوا
      Posted ژوئن 20, 2011 at 4:20 ق.ظ 0Likes

      سلام عزیزم.
      منم با شما موافقم چون از مصاحبش معلومه

  • bahar
    Posted ژوئن 20, 2011 at 6:28 ق.ظ 0Likes

    salam ava joon khoshhalam bargashti

    • Posted ژوئن 20, 2011 at 9:27 ق.ظ 0Likes

      سلام بهار جون!!!!!!!!!!
      مرسی از اینکه بهم سر می زنی منم خوشحالم که شما بر گشتی.
      منتظر سورپرایزم باش.

  • مير علي مجيدي
    Posted ژوئن 21, 2011 at 9:36 ق.ظ 0Likes

    با سلام
    سپاس فراوان از شما به خاطر این مصاحبه عالیتون میخواستم بگم که منم هر موقع وقت کنم میشینم پای تلویزیون و این سریال عالی ولی قدیمی رو که منو به یاد گذشته ام میندازه ; تماشا میکنم و خلاصه متنم باید بگم که خیلی از مصاحبه ای که از ایشون و به نظر من تو نقش سارا استنلی بسیار عالی درخشید ; کردید خوشحال شدم و بسیار ممنون به خاطر مصاحبه خوبتون.

    • Posted ژوئن 21, 2011 at 12:58 ب.ظ 0Likes

      سلام دوست عزیز.
      واقعا خوشحالم که تونستم دوستی مثل شما رو خوحال کنم . ممنونم از اینکه بهم سر زدید!من سارا رو واقعا دوست دارم چون شخصیت خیلی با استقامتی داره.
      ممنونم از لطفتون!
      امیدوارم بازم به من سر بزنید

      • مير علي مجيدي
        Posted ژوئن 27, 2011 at 1:13 ب.ظ 0Likes

        سلام
        انشاءالله تعالی فرجهوم الشریف
        خداحافظ

        • Posted ژوئن 27, 2011 at 1:24 ب.ظ 0Likes

          سلام دوست عزیز.
          ممنون از شما
          بدرود

  • تينا
    Posted جولای 3, 2011 at 12:09 ب.ظ 0Likes

    من با این که اون موقع نبودم تا قصه های جزیره رو نگاه کنم ولی االان هر روز نگاه مکنم واگه یک شب نگاه نکنم خوابم نمی بره. راستی اگه میشه با۰سدریک اسمیت یا همون الک کینگ مصاحبه کنید

    • Posted جولای 3, 2011 at 1:26 ب.ظ 0Likes

      سلام تینا جون.
      خوشحالم که این سریالو می بینی!منم با اینکه چند سری این سریالو نگاه کردم ولی بازم نگاه می کنم واقعا سریال خیلیییییییییییییییییی قشنگیه!
      امیدوارم لذت کاملو ببرید.
      باشه حتما اگه پیدا کردم توی وبم می زارم.
      امیدوارم بازم بهم سر بزنی.

  • فاطمه
    Posted جولای 8, 2011 at 11:31 ق.ظ 0Likes

    از سایت جالبت و مصاحبه ممنون .byyyyyyyyyyyyyyyyyy

    • Posted جولای 8, 2011 at 4:09 ب.ظ 0Likes

      سلام فاطمه جون
      خواهش می کنم عزیزم.
      خوشحال می شم باز بهم سر بزنی.
      بدروووووووووووووووووووووووووووود

  • یه دوست
    Posted جولای 17, 2011 at 11:52 ق.ظ 0Likes

    واقعا مطالب جدیدی روارائه میدی سایتتون غیرقابل وصفه مرسی اواجون

    • Posted جولای 17, 2011 at 12:10 ب.ظ 0Likes

      نظر لطفته عزیزم
      شرمندم می کنی.
      خوشحالم که خوشتون اومده

      • شمیم
        Posted جولای 21, 2011 at 7:50 ق.ظ 0Likes

        مرسی عزیزم. مشه یک سوال کنم اسم شما چیه

        • Posted جولای 21, 2011 at 3:37 ب.ظ 0Likes

          اسم من؟؟؟؟
          آوا عزیزم

      • شمیم
        Posted جولای 21, 2011 at 7:53 ق.ظ 0Likes

        ببخشید آوا جون ندیدم اسمتون تازه الان دیدم . از دستم که دلخور نشده اید.

        • شمیم
          Posted جولای 21, 2011 at 7:56 ق.ظ 0Likes

          میدانم که ازدسته من ناراحتید. تورو به خدا جواب بدهید.

        • Posted جولای 21, 2011 at 3:37 ب.ظ 0Likes

          سلام شمیم جون
          نه از چی دلخور بشم عزیز؟

          • شمیم
            Posted جولای 22, 2011 at 5:39 ق.ظ 0Likes

            آخه حرف من خیلی بی ربط بود. ترسیدم که ناراحت بشوید.

          • Posted جولای 22, 2011 at 7:23 ق.ظ 0Likes

            نه عزیزم
            اشکالی نداره شمیم جوووووووووووون

  • شمیم
    Posted جولای 21, 2011 at 7:48 ق.ظ 0Likes

    خیلی خیلی خوب است.

  • سارینا
    Posted جولای 21, 2011 at 9:41 ق.ظ 0Likes

    سلام شمیم جون . میتونم بپرسم چند سالتونه

    • شمیم
      Posted جولای 21, 2011 at 1:18 ب.ظ 0Likes

      بله من۱۲سالمه

  • سارینا
    Posted جولای 21, 2011 at 9:42 ق.ظ 0Likes

    خیلی دختره خوشگله.

    • Posted جولای 21, 2011 at 3:33 ب.ظ 0Likes

      آره اما الان که بزرگ شده زشت تر شده ولی هنوزم خیلییییییییی نازه.

  • یه دوست
    Posted جولای 21, 2011 at 9:44 ق.ظ 0Likes

    منم باهاتون موافقم چشماش ابیه

  • شمیم
    Posted جولای 21, 2011 at 1:20 ب.ظ 0Likes

    سارینا جون منم میتونم بپرسم که شما چند سالتونه.

  • شمیم
    Posted جولای 22, 2011 at 5:45 ق.ظ 0Likes

    فاطمه جون شما چند سالتونه ?

  • شمیم
    Posted جولای 22, 2011 at 5:50 ق.ظ 0Likes

    ببخشید سارینا جون. آخه من این روز ها عزادار هستم به خاطره همین این روز ها حواس ندارم.

  • شمیم
    Posted جولای 22, 2011 at 5:52 ق.ظ 0Likes

    فاطمه جون از شما هم معذرت میخوام.

  • سارینا
    Posted جولای 22, 2011 at 9:27 ق.ظ 0Likes

    سلام شمیم جون اشکالی نداره عزیزم من نباید مزاحم میشدم.

    • شمیم
      Posted جولای 22, 2011 at 12:57 ب.ظ 0Likes

      نبابا این چه حرفیه. آخه من حرف بی ربطی زدم.

  • زهرا
    Posted آگوست 28, 2011 at 11:58 ق.ظ 0Likes

    سلام اگه میشه عکس هایی از فیلیسیتی هم بگذارید.ممنون

    • Posted آگوست 28, 2011 at 2:10 ب.ظ 0Likes

      سلام زهرا جونم
      اتفاقا چند ماه پیش خیلی دنبال عکساش گشتم ولی نتونستم عکسای خوبی پیدا کنم.
      می شه یه چیز دیگه ازم بخواید؟حتما اگه مقدور باشه انجام می دم.

  • زهرا
    Posted آگوست 28, 2011 at 12:30 ب.ظ 0Likes

    سلام سایت خیلی زیبایی دارید.یک سوال داشتم شما ازبازیگران ایرانی هم عکس میذاری؟ ممنون

    • Posted آگوست 28, 2011 at 2:09 ب.ظ 0Likes

      سلام زهرا جونم
      چشماتون زیبا می بینه عزیزم.من از باز یگرای نوجوون می زارم اما اگه شما درخواستی دارید بگید حتما می زارم.

      • زهرا
        Posted آگوست 28, 2011 at 6:27 ب.ظ 0Likes

        خیلی ممنون آوا جون اگه نظری داشتم حتما می گم.

        • Posted آگوست 28, 2011 at 7:29 ب.ظ 0Likes

          ممنووووووووون زهرا جونم

  • شمیم
    Posted سپتامبر 3, 2011 at 9:19 ق.ظ 0Likes

    ببخشید زهراجون شما چندساله تونه ?

  • شمیم
    Posted سپتامبر 3, 2011 at 1:48 ب.ظ 0Likes

    آواجون اگه میشه عکس های بیشتری بگذارید.

    • Posted سپتامبر 3, 2011 at 5:18 ب.ظ 0Likes

      سلام شمیم جونم
      شرمنده من اصلا وقت ندارم ولی قول می دم تا هفته ی آینده عکسامو بیشتر کنم دوست خوبم

  • شمیم
    Posted سپتامبر 10, 2011 at 6:50 ق.ظ 0Likes

    اشکالی نداره دوست عزیز. من همین جوری گفتم.

    • Posted سپتامبر 11, 2011 at 7:12 ق.ظ 0Likes

      ممنون شمیم جون که بهم سر زدی

  • شمیم
    Posted سپتامبر 11, 2011 at 8:16 ق.ظ 0Likes

    خواهش میکنم.

  • شمیم
    Posted اکتبر 27, 2011 at 9:20 ق.ظ 0Likes

    آواجون راستی فامیلی شما چیه؟

  • اهو
    Posted جولای 18, 2012 at 5:16 ب.ظ 0Likes

    فامیلت چی اواجون؟

  • ناشناس
    Posted می 16, 2020 at 10:43 ق.ظ 0Likes

    جکی باروز وصیت نامه ای ندارند؟
    و سوال بعدی اینکه سال های آخر تنها زندگی میکردند؟

    • Posted می 16, 2020 at 3:32 ب.ظ 0Likes

      سلام دوست عزیز ممنونم که کامنت گذاشتی 🙂
      راستش اطلاع ندارم اما بنده خدا سرطان داشت و به رحمت خدا رفت..

Leave a comment